خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

97

نهج البلاغة ( فارسي )

رسول الله ( ص ) هم نبرد آنان بودم امروز نيز هم نبرد ايشانم ( 1 ) . 34 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) آن گاه كه لشكر به جنگ با شاميان بسيج مىكرد ملول و دلتنگم از شما . از اين همه سرزنشهايتان به تنگ آمده‌ام . آيا به عوض زندگى آخرت به زندگى دنيا خشنود شده‌ايد آيا ذلَّت را جانشين عزّت خواسته‌ايد هنگامى كه شما را به جنگ دشمنتان فرا مىخوانم ، چشمهايتان در چشمخانه به دوران مىافتد ، گويى كه در لجّهء مرگ دست و پا مىزنيد و از وحشت آن هوش از سرتان پريده است . راه گفت و شنودتان با من بسته است و در پاسخ سخنانم ، حيرت زده و سرگردانيد . دلهايتان چون دلهاى جن زدگان است و عقل از سرتان پريده است . در اين روزهاى چون شب ظلمانى ، چگونه به شما اعتماد كنم كه هرگز آن ستونى نبوده‌ايد كه بر آن تكيه توان داد . و يارانى توانمند نيستيد كه به هنگام نياز ، نيازى برآوريد . همانند اشترانى هستيد كه چرانندهء آنها گم شده و چون از جانبى گرد آيند از جانب ديگر پراكنده شوند . به بقاى خداوند سوگند ، كه افروختن آتش جنگ را ، چه نامناسب مردمى هستيد . شما را مىفريبند و شما فريب دادن نتوانيد . دشمن ، زمينهايتان را يك يك مىگيرد و به خشم نمىآييد . چشم دشمن همواره در شما مىنگرد و شما به خواب غفلت و بىخبرى رفته‌ايد . به خدا سوگند ، آنان كه يكديگر را واگذاشتند و يارى نكردند مغلوب شدند . پندارم كه چون جنگ درگير شود و كشتار به غايت رسد ، چنان از گرد پسر ابو طالب پراكنده شويد كه ديگر بازگشتى برايتان نباشد ، بدانگونه كه سر بريده ديگر به بدن نچسبد .

--> ( 1 ) . در بعضى از نسخه‌ها اين عبارت را افزون دارد : به خدا سوگند ، قريش با ما كينه توزى نكرد ، مگر بدان سبب كه خدا ما را بر آنها برگزيد و ما آنان را در زمرهء خود داخل كرديم . پس چنان شدند كه پيشينيان گفته‌اند : به جان خودم سوگند ، كه صبحگاهان نوشيدنت شير خالص بود ، و خوراكت كره بود و خرماى بىهسته ، اين مقام بلند را به تو بخشيدم و تو صاحب مقامى رفيع نبودى ، ما بوديم كه گرد تو را با اسبان و نيزه هايمان گرفتيم .